آیت الله غروی اصفهانی

نویسنده: محمد صحتی سردرودی اشاره دیار نخجوان و آذربایجان از دیرباز سرزمینی مسلمان نشین و عالم خیز بوده است و ما تاریخ قفقاز و نخجوان را بیشتر با شخصیت های سرشناس و درخشان آن می‎شناسیم. خاندان محقق غروی از آن خانواده‎های متدینی بودند که نسل در نسل در آن ناحیه سکونت داشتند و همیشه میان مردم جایگاه ممتازی را دارا بودند. از اجداد و نیاکان محقق، تنها نام نیکی در تاریخ مانده است که به ترتیب و اجمال نام برده می‎شوند: پدرش «حاج محمدحسن» ‌که تاجری درستکار و دیندار بود فرزند «علی‌اکبر» و نواده «حاج محمد حاتم نخجوانی» است.(1) پس از آن که در سال 1243 ق. قرارداد ترکمانچای با دست های خیانت پیشه قاجاریان امضا شد و در نتیجه شوم آن، بخشی از سرزمین پاک ایران (قفقاز و نخجوان و قسمتی از آذربایجان) از پیکر پاک ایران عزیز جدا گشت، مسلمانان آن سوی رود ارس دچار بلاهای بزرگ و درد رنج های سنگینی گشتند و در زیر فوج فاجعه‎ها و در حصار حادثه‎ها خرد شدند. گروهی مردند، گروهی ساختند و سوختند و گروهی دیگر هجرت را برگزیده، از خانه و کاشانه چشم پوشیده، تنها جان به سلامت بردند. حاج محمد اسماعیل نخجوانی (پدر بزرگ محقق غروی) از این گروه اخیر بود که به همراه خانواده‎اش به شهر قهرمان خیز تبریز کوچید. اما در تبریز هم اوضاع را مساعد ندید و پس از چند صباحی به شهر اصفهان روی آورد. سالیانی را در آن شهر سپری ساخت تا آن جا که خود و فرزندانش به «اصفهانی» شهرت یافتند. ولی دیری نپایید که خاندان نخجوانی از اصفهان هم کوچ کردند تا بالاخره به شهر زیارتی و مذهبی کاظمین پناه بردند و همان جا را برای خود وطن اختیار کردند و در آنجا حاج محمدحسن اصفهانی (پدر غروی اصفهانی) برای خود اسم و رسمی یافت. حاج محمدحسن دیگر آن مرد غریب نبود که روزی پس از روزگاری آوارگی روی به شهر کاظمین آورد. اکنون همه او را مردی محترم، پرخیر و باکفایت می‎شناختند. بگذریم از این که او در میان مردم و تاجران سرشناس عراق به نیکمردی و کارسازی پرآوازه بود و در حوزه بزرگ آن روز نجف هم تاجری صاحب نام و آبرومند بود و همگان وی را با شهرت «معین التجار» گرامی می‎شمردند.(2) مولود کاظمین شیخ محمدحسین غروی اصفهانی معروف به کمپانی، عالم و حکیم دوره اخیر عالم تشیع است. در 2 محرم 1296 ه.ق در کاظمین دیده به جهان گشود. اقبال خوش معین التجار، بیش از همه آن گاه به اوج رسید که از لطف خدا، او صاحب پسری سالم و کامل گشت. روز دوم محرم سال 1296 ق. آسمان کاظمین هم مانند دیگر شهرهای مسلمان نشین، بوی کربلا و عطر عشق و عاشورا می‎داد. همزمانی این تولد مبارک با ماه حماسه‎های همیشه جاوید حسینی، سبب شد که کودک کاظمین و مولود محرم «محمدحسین» نامیده شود. حدیث اشتیاق حاج محمدحسن معین التجار تنها همان یک پسر را داشت و دلخوش بود که وی می‎تواند پس از مرگش راه او را در جهان تجارت دنبال کند. اما پسرش محمدحسین در سر سودایی دیگر و فکری فراتر از فکر پدر داشت. جوان پر جنب و جوش کاظمین تنها آرزویش این که پدرش اجازه دهد تا راه کمال طلبی و دانشجویی پیش گیرد. محمدحسین هرگاه فرصت را مناسب می‎دید، آرزوی خود را با پدر در میان می‎نهاد و با اصرار از او می‎خواست که رضایت دهد تا وارد حوزه‌ معارف اسلامی شود. اما پدر که پسری جز او نداشت، راضی به این کار نمی‎شد. اما هر چه زمان پیشتر می‎رفت اشتیاق محمدحسین به تحصیل علوم اسلامی بیشتر می‎شد و پدر خود را بیشتر از پیش پیرتر احساس می‎کرد و با جدیت از پسر می‎خواست که فن تجارت را یاد گیرد و فکر طلبه شدن را از سر بیرون کند. چیزی که این مشکل را از سر راه جوان کمال جوی کاظمین برداشت تنها یک توسل به حضرت باب الحوائج امام کاظم علیه السلام بود. او خود می‎گوید: «آن روز هم مثل هر روز با پدرم در نماز جماعتی که عصرها در صحن مطهر کاظمین برپا می‎شد شرکت جسته بودم. نماز تمام شده بود اما صفوف نمازگزاران هنوز به هم نخورده بود. من در حالی که زانوی غم در بغل گرفته بودم، با فاصله اندکی پدرم را می‎پاییدم که دیدم با یکی از تجار بغداد گرم صحبت است. همچنان که نشسته بودم داشتم در آتش اشتیاق می‎سوختم. چشمم در گنبد زیبای امام کاظم علیه السلام بود که... عنان از کف هر صاحب دلی می‎ربود. در این حال از دلم گذشت که ای باب الحوائج، ای موسی بن جعفر، تو عبد صالح و از بندگان برگزیده خدایی و در پیش حضرت حق آبروداری، تو را چه می‎شد اگر از خدا می‎خواستی دل پدرم را به من نزدیکتر می‎کرد تا با تصمیم من که چیزی جز تحصیل علم و کمال در مکتب شما نیست - راضی می‎شد... در همین اندیشه‎ها بودم که دیدم پدرم صدایم می‎کند: محمدحسین! محمدحسین، پسرم! اگر هنوز هم آرزومندی که به حوزه بروی تا دروس اسلامی بخوانی برو! از طرف من خاطرت جمع باشد، ناراحت نمی‎شوم... اگر دلت می‎خواهد به نجف اشرف بروی برو!(3) از آن روز زندگانی محقق غروی آغازی دیگر داشت که خشنودی پدر را نیز همراه داشت با خیالی آسوده راه نجف اشرف در پیش گرفت تا روح تشنه‎اش را از چشمه‎های جوشان علم و حکمت و عرفان علوی سیراب سازد. استادان و سرچشم‎های نور کودک کاظمین هنوز در فصل بهاران زندگی بود. تازه در باغ خرم حیات، نونهالی سرسبز بود که توانست هنر ظریف خط و خوشنویسی را آن هم در انواع گوناگون آن یاد گیرد. از آن جا که آن روزها همچون روزگاران گذشته، صنعت خط از هنرهای بدیع و چشمگیر بود، مهارت محمدحسین، آن هم در دوران کودکی وی را در میان آشنایان زبانزد ساخت. پدر هم که به استعداد درخشان فرزندش پی برده بود، با تمام توان وسایل تحصیل و ترقی او را در حوزه علمیه‌ نجف فراهم ساخت تا این استعداد زلال و جوشان هر چه بهتر و بیشتر شکوفا گردد. محمدحسین در دهه‌ دوم زندگی (در سال 1314 یا 1315 ق) بود که پا به حوزه‌ بزرگ نجف نهاد و چیزی نگذشت که مراحل کمال را در دروس مقدماتی یکی پس از دیگری پشت سر گذاشت و بزودی در حلقه درس بزرگترین اساتید حوزه آن روز شرکت جست. استادان او در مرحله سطح و خارج، به ترتیب که در تاریخ و کتاب های تراجم نوشته‎اند، عبارتند از: • 1. شیخ حسن تویسرکانی (متوفای 1320 ق): محمدحسین غروی، پیش از همه، پله‎های نخست ترقی و تعالی را به پیروی از او پیمود، درس تلاش و تقوا را از او یاد گرفت و بیست و چهار بهار از عمرش می‎گذشت که استادش تویسرکانی رحلت کرد. • 2. آیه‌ الله سید محمد طباطبایی فشارکی (1253-1316 ق) محقق غروی نتوانست بیش از دو سال از محضر پرفیض این استاد خلیق و بزرگوار بهره‎مند گردد. آیت الله فشارکی تا سال 1312 ق. در سامرا سکونت داشت. • 3. حاج آقا رضا همدانی (1250-1322 ق) حضور در درس و بحث آیت الله همدانی که بیشتر با اثر بزرگش کتاب «مصباح الفقیه» شناخته می‎شود، چندان طولی نکشید و محقق غروی بیست و ششمین سال از زندگانی را سپری می‎ساخت که این استاد بزرگوارش هم به دیار باقی شتافت. • 4. آیت الله آخوند خراسانی (1255-1329 ق) آقا محمدحسین جوانی بیست ساله بود که به حوزه درس آخوند خراسانی راه یافت و تا آخر عمر آخوند که سیزده سال پس از آن به درازا کشید به طور مرتب در حلقه درس اصول آخوند شرکت جست و در همین سال ها بود که بیشترین بخش از شرحش بر کفایه‌الاصول را نگاشت. او از شاگردان طراز اول آخوند بود و تا ایشان زنده بود به احترام او از تدریس مستقل و متشکل اجتناب می‎کرد و روزی که آخوند درگذشت آقا محمدحسین مردی بزرگ سرشناس شده بود و در حالی که تنها سی و سه سال از عمرش می‎گذشت پس از وفات آخوند در جای وی نشست و از مدرسان بنام و پرآوازه نجف گشت. محقق غروی در نزد این چهار استاد بزرگوارش بیشتر علم فقه و اصول خواند. اما استادان وی در حکمت و فلسفه عبارتند از: • 5. حکیم محمدباقر اصطهباناتی شیرازی (متوفای 1326 ق) حکیم اصطهباناتی تنها تا سال 1319 ق. در نجف بود و آقا محمدحسین در حدود چهار یا پنج سال از محضر این استاد فرزانه، استفاده کرده است.(4) • 6. شیخ احمد شیرازی (متوفای 1332 ق) با عنایت به تاریخ وفات وی می‎توان گفت که محقق غروی بیشترین بهره را از این استاد حکیم می‎توانست ببرد ولی عجیب این است که حتی بیشتر کسانی که زندگانی علامه غروی را نوشته‎اند از این استاد نام نبرده‎اند!(5) روایت یاران داستان دوستان حکایتی بس دلکش و آموزنده است و کارساز بودنش در شناخت شخصیت ها چنان پراهمیت است که سعدی می‎گوید: ________________________________________ تو اول بگو با کیان زیستی × من آن که بگویم که تو کیستی ________________________________________ اما از یاران علامه غروی چیزی ننگاشته‎اند تنها از چند شخصیت یادی شده است که نام می‎بریم: • 1. بزرگ عارف معاصر آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی. • 2. میرزا علی‌اصغر ملکی تبریزی. • 3. میرزا حبیب ملکی تبریزی. میرزا علی اصغر و میرزا حبیب دو برادر و پسرعموهای میرزا جواد آقا ملکی تبریزی بودند. آیت الله غروی با هر سه بزرگوار رفت و آمد داشت اما بیش از همه با میرزا علی اصغر مأنوس بود.(6) ...رفاقت و مصاحبت با عارف و اصل میرزا جواد آقا ملکی هم از دیرباز برقرار بود. علامه غروی و میرزا جواد آقا هر دو از شاگردان حاج آقا رضا همدانی بودند و تا سال 1320 ق. که میرزا جواد آقا از نجف به ایران بازگشت با هم مأنوس بودند. پس از آن نیز توسط نامه از حال همدیگر باخبر می‎شدند.(7) • 4. فقیه اصولی میرزا محمدحسین نائینی (1277-1355 ق) میرزای نایینی و غروی اصفهانی ارتباط تنگاتنگی با هم داشتند و در مواقع دشوار یار و یاور یکدیگر بودند. • 5. آیت الله سید احمد کربلا تهرانی (م 1332 ق) مشایخ بزرگان بسیاری برای علامه غروی اجازه نامه روایتی نوشته‎اند که برای نمونه دانشمندان و اندیشوران زیرا را می‎توان نام برد: • 1. بزرگ محدث معاصر حاج میرزا حسین نوری طبرسی، گردآوردنده مجموعه روایتی شیعه، مستدرک الوسائل.(8) • 2. آیت الله سید حسن صدرالدین موسوی معروف به صدر کاظمی نویسنده ‌کتاب تأسیس الشیعه و...(9) • 3. میرزا محمدباقر اصطهباناتی شیرازی. • 4. شیخ احمد شیرازی مشهور به «شانه ساز». • 5. شیخ الشریعه اصفهانی.(10) در آسمان آثار و ابتکار مهمترین امتیازی که در آثار نابغه نجف دیده می‎شود استدلالی و ابتکاری بودن آنهاست که حکایت از ژرف‎نگری و دقت نظر او می‎کند و همین است که او را یکی از استوانه‎های علم اصول و حکیم ژرف‎اندیش و عارف پارسا و زاهد شب زنده‎دار، مشهور و پرآوازه کرده است و این همه را آثار او به زبان رسا حکایت‌گرند. حال بخشی از آثار ماندگار او را در این جا می‎آوریم: الف) علم اصول: • 1. الاجتهاد والتقلید والعداله • 2. الاصول علی النهج الحدیث • 3. الطلب والاراده عند الامیه والمعتزله والاشاعره این سه کتاب در یک مجلد بزرگ با نام «بحوث فی الاصول» چاپ شده است. • 4. چندین رساله در مباحث مختلف اصولی. • 5. حاشیه بر رساله قطع شیخ انصاری. • 6. نهایه‌الدرایه فی شرح الکفایه، در چهار جلد؛ در مورد این کتاب که بزرگترین اثر علامه غروی در علم اصول است تجلیل و تعظیم بسیار شده است. به راستی که این شرح، نهایت درایت را داراست و اگر برتر از کتاب کفایه نباشد کمتر از آن نیست. ب) علم فقه: • 7. کتاب الاجاره • 8. صلاه الجماعه • 9. صلاه المسافر این سه کتاب هم به تازگی در یک مجلد با نام «بحوث فی الفقه» انتشار یافته است. • 10. حاشیه‌ کتاب المکاسب حاشیه بر مکاسب شیخ انصاری، معروفترین اثر فقهی علامه غروی است که پس از گذشت دو سال از وفاتش در دو جلد بزرگ به قطع رحلی انتشار یافت. • 11. حاشیه بر کتاب الطهاره شیخ اعظم انصاری. • 12. چندین رساله فقهی. • 13. سه منظومه درباره ‌اعتکاف، روزه و نماز جماعت. • 14. الوسیله توضیح المسائل به زبان عربی. • 15. ذخیره العباد. توضیح المسائل فارسی. ج) فلسفه و حکمت: • 16. تحفه ‌الحکیم. منظومه‎ای است به سبک منظومه حکیم سبزواری در حکمت متعالیه. تحفه حکیم از همان روزهای نخستین انتشارش مورد توجه اهل فن بوده و بعضی از حکما و نویسندگان به شرح آن دست زده‎اند. • 17. رساله فی اثبات المعاد الجسمانی. • 18. حاشیه بر اسفار ملاصدرا. • 19. مکاتبات فلسفی و عرفانی. مجموعه‎ای است از 14 نامه در شرح و تحلیل دو بیت شعر از عطار نیشابوری آن جا که می‎گوید: ________________________________________ دائماً او پادشاه مطلق است × در کمال عزّ خود مستغرق است. او بسر ناید زخود آنجا که اوست × کی رسد عقل وجود آن جا که اوست. ________________________________________ نیمی از نامه‎ها از حکیم غروی اصفهانی و نیمی دیگر از عارف معروف سید احمد کربلایی است که دیدگاه یکدیگر را به نقد و بررسی نشسته‎اند. حاصل آن مناظرات علمی این اثر جاوید گشته است. • 20. تفسیر قرآن این تفسیر که گویا نیمه تمام مانده تاکنون چاپ نشده است. • 21. الانوار القدسیه مجموعه دل انگیزی از اشعار عربی آیت الله غروی است. • 22. دیوان مفتقر این کتاب که شعرهای فارسی حکیم غروی را در خود گردآورده است با نام نامناسبی که هیچ برازنده ایشان نیست دهها بار چاپ شده و انتشار یافته است و این اشتباه از آن جا ناشی شده است که پدر شاعر حکیم و عارف حوزه نجف حاج محمدحسن اصفهانی معروف به معین التجار، کمپانی یعنی شرکت راه ‎آهن بغداد - کاظمین را به عهده داشت و او بود که برای نخسین بار بانی این کار خیر گشت. از این جا و تنها به همین علت است که دیوان اشعار فرزندش با نام «دیوان کمپانی» و نام آن حکیم الهی به نام «آیت ‌الله کمپانی»! معروف گشت. ولی چنان که شماری نقل کرده‎اند او از این اسم ناراضی بود و از شنیدن این کلمه بیگانه به سختی ناراحت می‎شد. • 23. دیوان غزلیات یا مجموعه‌ عارفانه‎ها.(11) شاگردان مکتب علامه نوری را چه در علم اصول و فقه و چه در حکمت و فلسفه باید از مکتب های بسیار پربرکت شیعه به حساب آورد. بر طبق تحقیقی حدود یکصد و پنجاه بزرگوار افتخار شاگردی در مکتب علامه غروی را داشته‎اند. عجیب این که در میان شاگردان، از مرجع تقلید و فقیه و فیلسوف گرفته تا مفسر و محدث و متفکر و نویسنده و عارف و واعظ و... را می‎توان دید که همگی به نوعی به شاگردی غروی اصفهانی مباهات می‎کرده‎اند. اکنون ما تنها از بعضی از آنان نام می‎بریم،(12) حضرات آیات: • سید محمد حجت کوه کمری (1310-1372 ق)، • سید حسین طباطبایی بروجردی (1292-1380 ق)، • سید محمدهادی میلانی (1313-1395 ق)، • سید ابوالقاسم خویی (1317-1413 ق)، • سید عبدالاعلی سبزواری (1328-1414 ق)، • سید محمدکاظم موسوی حسینی (1322-1405 ق)، • شیخ سلمان خاقانی (1331-1408 ق)، • شیخ محمدتقی بهجت فومنی رشتی (متولد 1332 ق)، • سید محمدباقر طباطبایی سلطانی بروجردی (متولد 1332 ق)، • شیخ ابوالفضل خوانساری (متولد 1334 ق)، • سید علی بهشتی بابلی (متولد 1324 ق)، • میرزا غلامحسین جعفری همدانی (1324-1416)، • شیخ علی خوزانی اصفهانی معروف به «آیت الله مشکات»، • حاج شیخ علی محمد بروجردی (1315-1395 ق)، • شیخ عبداللطیف سمامی حائری (1330-1400 ق)، • شیخ ابوالحسن شیرازی، • آقا میرزا کاظم دینوری تبریزی (1320-1416 ق)، • سید مهدی اشکوری نجفی (متولد 1336 ق)، • شیخ احمد اهری (1305-1388 ق)، • علامه سید محمدحسین طباطبایی (1321-1402 ق)،(13) • سید محمدحسن الهی طباطبائی،(14) • علامه شیخ عبدالحسین امینی تبریزی (1320-1390 ق)، • محمد علی اردوبادی (1312-1380 ق)، • شیخ محمدرضا مظفر (1322-1384 ق)، • شیخ محمدحسین مظفر (1312-1381 ق)، • میرزا شیخ نجم ‎الدین جعفر عسکری (1313-1395 ق)، • سید عبدالحسین طیب (1312-1412 ق)، • سید محمد حسینی همدانی (1322-1417 ق)، • شیخ محمدحسین اعلمی (1320-1393 ق)، • سید میرزا محمود موسوی زنجانی (1309-1374 ق)، • سیدامیر محمد کاظمی قزوینی (1335-1414 ث). • شیخ محمدجواد یثری (1330-1415 ق)، • سید محمدتقی آل بحرالعلوم (1318-1393 ق)، • شیخ عبدالرحیم سامت قزوینی (متولد 1281 ش)، • شیخ محمود شریعت مهدوی (متولد 1335 ق)، • شیخ محمدرضا غراوی (1303-1385 ق)، • سید نورالدین میلانی حائری (متولد 1336 ق)، • سید صدرالدین شوشتری جزایری (1313-1385 ق)، • سید محمد شبر (متولد 1330 ق)، • محمدطاهر آل شیخ راضی (1322-1400 ق)، • شیخ کاتب طریحی (1303-1390 ق)، • محمد طه کرمی هویزی (1317-1388 ق)، • شیخ محمدامین زین العابدین بصری (متولد 1333 ق)، • شیخ عبدالمهدی مطر (1318-پس از 1390 ق)، • حاج شیخ حسین انواری همدانی، توسلی شیرازی، • سید سجاد علوی گرگانی (1322-1407 ق)، • حاج سید علی مولانا تبریزی (1320-1392 ق)، • حاج شیخ نصرالله شبستری (متولد 1330 ق) و... شاگردان برگزیده عرفان حکیم غروی اصفهانی، مدت زمانی طولانی حوزه درس عرفانی خصوصی داشتند که در خانه خود برگزار می‎کرد. بزرگمردانی که در این حلقه‌ حال و اشراق، گرد هم می‎آمدند، عبارت بودند از: • 1. علامه سید محمدحسین طباطبایی تبریزی • 2. آیت الله سید محمدهادی میلانی. • 3. آیت الله سید ابوالقاسم خویی. • 4. آیت الله میرزا یوسف ایروانی. • 5. آیت الله امام زنجانی. • 6. آیت الله اعتماد رشتی.(15) وفات پنجم ماه ذی الحجه سال 1361 ق. روز دوشنبه بود که از فراز بارگاه قدس مولا امام علی علیه السلام خبر وفات بزرگ استاد نجف به گوش همگان رسید. این خبر چنان نابهنگام بود که فضلا و دانشوران حوزوی را دچار تحیر غمبار کرد. بزرگ ادیب شیعی، علامه اردوبادی، سوگ سروده‎ای را که در در گرامی داشت استادش گفته بود و رد زبان همگان ساخت مردم به ویژه شاگردان و یاران و نزدیکان استاد که سخت از این فاجعه اندوهبار، آزرده و آشفته بودند بیتی از آن سوگواره دلسوز را به هم می‎خواندند و ناله می‎کردند. ادیب اردوبادی در آن بیت گفته بود: آری تشییع پیکر نابغه نجف و خادم صادق امام حسین علیه السلام با نام و یاد حسین علیه السلام برگزار شد و در آستان قدس علوی، زیر ایوان طلای مولا جنب مناره شمالی در مقبره کوچکی در کنار مقبره علامه حلی به خاک سپرده شد.(16) ________________________________________ عاکفان حرمت قبله اهل کرمند × واقف از نکته سربسته لوح و قلمند خاکساران تو ماه فلک ملک حدوث × جان نثاران تو شاه ملکوت قدمند «مفتقر» دست تو و دامن آنان که همه × خضر جانند و مسیحا نفس و روح دمند ________________________________________ پی نوشت (1). حاشیه محقق اصفهانی بر مکاسب، مقدمه، ص اول، به قلم علامه شیخ محمدرضا مظفر، چاپ قدیم رحلی، سنگی. (2). علماء معاصرین، واعظ خیابانی تبریزی، ص 190، چاپ تبریز، 1366 ق. (3). ما این روایت تاریخی را از استاد بزرگوار علامه سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی قدس سره شنیدم و ایشان از فرزند آیت الله غروی اصفهانی، شیخ محمد غروی و او هم از پدرش آیت الله غروز نقل می‎کردند که پدرم از این توسل که نقشی بسیار حیاتی در زندگانی ایشان داشت، بارهای به مناسبت های مختلفی سخن به میان می‎آورد و خود را همیشه مدیون این لطف حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام می‎دانست. (4). درباره زندگینامه استادان علامه غروی به ترتیب نگاه کنید به: نقباءالبشر، ج 1، ص 212 و 365؛ الرسائل الفشارکیه، ص 5-11، چاپ جامعه مدرسین قم، علماء معاصرین، ص 75؛ دائرة المعارف تشیع، ج 2، ص 215 و سیمای سامرا، سینای سه موسی از نگارنده این سطور. (5). مسلسلات، آیت الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی، ج 2، ص 363، چاپ اول، 1416 ق، از انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشی، تنها در اینجاست که از این استاد علامه غروی نام برده شده است. (6). به نقل از آیت الله سید هادی خسروشاهی در مصاحبه نگارنده با وی. (7). یکی از نامه‎های پربار که توسط میرزا جواد آقا ملکی تبریزی نگاشته شده است در مجله حوزه، شماره 4، ص 65، (اردیبهشت 1363) چاپ شده است. (8). زندگینامه این محدث متقی در کتاب مستقلی نوشته‎ایم و با نام «محدث نوری، رویات نور» انتشار یافته است. (9). متن اجازه نامه‎ای که آیت الله صدر کاظمی نوشته‎اند دارای مطالب سودمند و مهمی است که در شش صفحه و در آخر کتاب «غروی اصفهانی غدیر اندیشه» که این مقاله تلخیص آن است، آورده شده است. (10). مسلسلات، آیت الله مرعشی نجفی، ج 2، ص 363. (11). در مورد آثار علامه غروی مراجعه شود به: حاشیه علامه غروی بر مکاسب، مقدمه، به قلم علامه مظفر؛ بحوث فی الاصول، غروی اصفهانی، چاپ دوم، قم، جامعه‌ مدرسین، 1416 ق؛ نور علم، ش 4، از دوره چهارم(40) ص 53 و ش 5 از دوره ششم(22) ص 213؛ نهایه الدرایه فی شرح الکفایه، غروی اصفهانی، مقدمه، مجله الموسم، ش 16، ص 241-257، چاپ هلند، 1414 ق و... (12). در اصل کتاب غروی اصفهانی از یکصد و ده شاگرد حکیم غروی نام برده‎ایم. (13). کیهان اندیشه، دوره پنجم، ش 26، ص 10، به نقل از استاد آیت الله حسن زاده آملی، نگاه حوزه؛ ش 9-8، س 34، (ویژه‌نامه وحدت حوزه و دانشگاه). (14). کیهان اندیشه، دوره پنجم، ش 26، ص 7-8 (مهر و آبان 1368). (15). گنجینه دانشمندان، ج 5، ص 236؛ عرفان اسلامی، شیخ حسین انصاریان، ج 5، ص 166. (16). نوار مصاحبه با استاد علامه سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی قدس سره.



شرکت نصف جهان در سال 1378 در عرصه فن آوری اطلاعات شروع به فعالیت نموده است. تا کنون با انجام پروژه های مختلف در زمینه های گوناگون سابقه درخشانی را از خود بر جای گذاشته است. مهمترین استراتژی این شرکت کسب رضایت حداکثری مشتریان عزیز بوده که در این راستا به توفیقات فراوانی دست یافته ایم.